کتاب فروشی

به کتاب فروشی ها که میرویم ، شاید بیشترین کتاب هایی که مشاهده میکنیم یا اینکه در ویترین پرفروش های این هفته میبینیم، کتاب هایی با عنوان های رسیدن به موفقیت ،برنامه ریزی، ثروتمند شدن و…. است.

بیشتر افراد این سوال را از خودشان میپرسند که آیا میشود با خواندن این کتاب ها موفق،ثروتمند،جذاب و… شد یا خیر. و خیلی ها  هم اصلا به خواندن این کتاب ها اعتقادی نداشته و صرفا آنرا وقت تلف کردن و آلوده شدن افکار میدانند.

معمولا ما در برخورد با اینجور کتاب ها دچار اشتباه میشویم . گاهی دیدگاه افراطی به آن داریم و گاهی هم آن هارا  نادیده میگیریم.

دسته بندی کتاب ها

در مواجه ها با اینگونه کتاب ها بهتر است به این نکته توجه کنیم که همه ی این کتاب ها  مانند هم نیستند و همه ی آنها یک حرف را نمی زنند.

بعضی از کتاب ها درباره ی ثروتمند شدن صحبت میکنند و روش هایی را برای شما شرح میدهند که میتوان از آن طریق ثروتمند شد که معمولا  این کتاب ها تجربیات نویسنده است( که خود فردی ثروتمند است  ) یا اینکه نویسنده ی آن صرفا بلد بوده خوب فکر بکند و خوب بنویسد  و ازاین  طریق فقط خودرا ثروتمند کند نه خوانندگان کتاب را. حالا آیا با خواندن این کتاب ها  کسی پولدار میشود ؟ جواب : خیر!

در بهترین حالت  میتوان از نکاتی که نویسنده از تجربیات خود میگوید استفاده برد و کمی کسب و کار خود را بهبود بخشید ( البته اگر کسب و کاری دارید! ) .

دسته ی دیگر کتاب ها درباره ی ایجاد یک کسب و کار موفق ( استارتاپ) و یا بهبود آن ها است که معمولا اینگونه کتاب ها جنبه ی علمی داشته و بر اساس تحقیق و تجربیات شرکت های موفق دنیاست که خواندن آنها برای کسانی که در زمینه ی استارتاپ فعالیت دارند ،میتواند کمک فراوانی ( درصورت خلاق بودن و بهتر عمل کردن به نکات این کتاب ها ) بکند و هیچ بحثی راجع به درستی یا نادرستی این کتاب ها وجود ندارد.(منظور نه کامل غلط هستند نه درست و بستگی به شرایط زیادی دارند).برای مثال کتاب Lean Start Up

 کتاب های روانشناسی

بسیاری از کتاب های روانشناسی در سرتاسر دنیا در سال های اخیر طرفداران بسیاری پیدا کرده  ولی این کتاب ها را نباید با دسته های دیگر اشتباه گرفت! کتاب های روانشناسی بر اساس نظریات روانشناسان بزرگ دنیا  و  بر پایه ی تحقیق های طولانی و آزمایش های فراوان نوشته شده اند ( ارزش علمی دارند) . البته باید به این نکته توجه داشت که در روانشناسی رویکرد های متفاوتی برای درمان و یا بهبود عملکرد روانی افراد بکار میرود و باید در این زمینه بین کتاب های روانشناسی تفاوت قائل شد.

آگاهی از این مطالب میتواند کمک فراوانی برای شناسایی مشکلات روانی فردی و اجتماعی کند و موجب پیشرفت شخصی شود . مانند کتاب های  تئوری انتخاب و تحلیل رفتار متقابل (I am ok-You are Ok)

تکنیک هایی برای موفقیت

نویسنده های زیادی در این زمینه فعالیت دارند که  در کتاب هایشان به افراد  توصیه میکنند از تکنیک های خاصی استفاده کنند که در زندگی فردی و شغلی خود موفق شوند.مانند بریان تریسی و آنتونی رابینز. این افراد روانشناس نیستند ولی در زندگی خود “پیشرفت فراوان” داشتند و دوست دارند تجربیات و روش های خود را در اختیار دیگران قرار دهند و البته از این طریق کسب در آمد کنند. بیشتر افراد فکر میکنند که با خواندن تمامی این کتاب ها در مسیر پیشرفت قرار میگیرند ولی در واقع اینچنین نیست.همچنین در همه ی کشور ها همایش ها و دوره های فراوانی برای کسب و کار و پیشرفت زندگی شخصی و انگیزشی برگزار میشود که مخاطبان فراوانی دارند و هزینه های فراوانی را برای شرکت در این دوره ها پرداخت میکنند.( در واقع من برنده ی اصلی را برگزار کننده میدانم ) .

بنظر میرسد اینگونه کتاب ها ( مخصوصا کتاب هایی که درباره مدیریت فردی ، مدیریت زمان و برنامه ریزی است) برای کسانی که اصلا نمیدانند در زندگی خود چه کاری را انجام بدهند مفید است. ( بنابر تجربه ی شخصی ) . ولی معمولا افرادی که موفقیت نسبی دارند ( تحصیلات خوب و… )  سمت اینگونه کتاب ها نمیروند و اگر هم بروند شاید برایشان خیلی مفید نباشد و حتی آنها را سردرگم کند.

کتاب های مثبت گرایانه

اما در دسته ی آخر کتاب ها اتفاقی دیگر می افتد. خیلی از کتاب هایی که ما در فروشگاه ها میبینیم از این نوع هستند و در واقع خراب کننده ی کتاب های خوب دیگر. چون مخاطب  کتاب های دیگر را با اینگونه کتاب ها مقایسه میکند و فکر میکند که این کتاب ها هم دروغی بیش نیستند.

حتما شما اسم کتاب راز! به گوشتان خورده . کتابی بسیار معروف که هیچ بنیان علمی نداشته ولی متاسفانه یکی از معروف ترین کتاب های دنیا در زمینه ی موفقیت فردی  است.کتابی که در آن تاکید میشود قانونی در دنیا وجود دارد که شما به هرچه فکر کنید اتفاق می افتد. ویا اینکه با فکر کردن خیلی از مشکلات حل میشود! ولی در واقع هیچ گاه اینگونه نمیشود.درست است  که انسان ها میتوانند با تغییر دادن طرز فکر در زندگی خود از رنج خود بکاهند و آغاز کننده یک فعالیت جدید باشند ولی هیچ گاه بافقط فکر کردن هیچ چیز حاصل نمیشود و برای پیشرفت نیاز به هدف گذاری ، برنامه ریزی و عمل کردن است.

بعضی از کتاب ها هم جنبه ی انگیزشی دارند و صرفا مانند یک داروی موقت عمل میکنند. و فرد با خواندن اینگونه کتاب ها انگیزه ی فراوانی کسب میکند ولی وقتی که وارد عمل میشود و سختی هارا میبیند انگیزه اش کاسته میشود و دست از کار میکشد.این کتاب ها هم  خوب نیستند و واقعیت ها را نمی گویند .

 نتیجه گیری

اگر بدنبال موفق شدن هستیم و نمیدانیم از کجا شروع بکنیم و حالمان خوب نیست، ممکن است باخواندن کتاب هایی که درباره ی موفقیت نوشته شده اند حالمان خوب شود، ولی این حالت موقت است. در طرز فکر ما ممکن است موانعی وجود داشته باشند که ما را از تلاش کردن باز دارند و ممکن است ما عمری را بگذرانیم و متوجه این موانع نشویم درصورتی که میتوانستیم با تغییر دادن طرز فکرمان عملکرد خود را بهبود ببخشیم.

موضوع بعدی ، مشکلات روانی ماست. آسیب هایی که در دوران کودکی و مخصوصا در مدرسه خورده ایم قطعا مانع بزرگی برای سرعت پیشرفت ما می باشند. بهتر است در این مواقع به روانشناس مراجعه کنیم و یا آگاهی خود را در دانش روانشناسی با مطالعه بالا ببریم و راهکار هایی جدید با مشکلات زندگی را یاد بگیریم.گاهی با تغییر دادن یک طرز فکر، خودمان را از عذاب کشیدن خلاص  میکنیم و آماده میشویم تا به اهدافمان برسیم.

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد